logo

blog-image

هایکو

۷ دی ماه ۱۴۰۳

هایکو در همان حال که از تخیل است، اما تخیلی نیز نیست و با آن که می‌دانیم روایتِ مستند نیست، تصور از شایستگی‌های آن را می‌یابیم. این شعر بر پایه‌ی طبیعت است و همه‌ی برکتِ آن چنین خواصی به هایکو می‌دهد که دربارۀ زیبایی محصولی اصیل است.

در هایکو، خودِ طبیعت است که شاعر شده و شعر می‌گوید. هر شعرِ دیگر که دربارۀ طبیعت باشد، خاصیتِ هایکو را ندارد، چرا که هایکو از رابطۀ پرورش‌یافته انسان با طبیعت است.

این شعر که در ژاپن یافته شده بود، شور سلام به درخت را به انسان فرستاد و در مقابلِ بوتۀ نخود تعظیم کرد؛ تا در ادامه طبیعت نیز گنجینه‌های مکتومِ خود را آشکار کند.

هایکو همان فرصتی بود که به جایِ استفاده از تصور و تخیلِ شاعر، تخیلِ طبیعت نمایان شود تا شاعر و زیبایی‌شناس در قامتِ طبیعت راویِ آن تخیل باشد.

هایکو در ظاهر طبیعت را بدونِ تشبیه تصویر می‌کند. هایکو شبیه هنرمندی‌هایِ کوتاهِ مستندی است که حیاتِ جان و طبیعتِ پایه به آن تعلق دارد. اما اگر دقیق شویم، بخشِ بزرگ و پنهانی از آن به طبیعتِ بی‌جان مربوط است.

هایکو از درونِ طبیعتِ بی‌جان روییده و در طبیعتِ پایه شکفته است. اشیا با زندگیِ اسرارآمیز نهانِ خود، به خوبی آشنا هستند.

در نقاشیِ ژاپنی، حضورِ فضایِ تهی فراوان است. این فضایِ تهی که از پیوندِ اجزایِ کوچکترِ شکلِ کلی ایجاد شده، به صورتِ سنجیده‌ای در خود دارد. مینیاتورنَمایی از اشیاءِ اثر که به بیننده فرصت می‌دهد تکۀای از احساس و اندیشۀ خود را که متأثر از تماشایِ نقاشی است، در آن بگنجاند و به تابلو تبدیل شود.

نگارگریِ زیبا و گیرا، با آن فضاهایِ خالیِ خود، شاید شیواترین تصویر از هایکو باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *