آغازِ حیات در پایانِ آن است. اگر مرگ و نیرویِ آن نباشد، حیات نمیتواند ایجاد شود. مرگ خود علت است و زندگانی و نشانههایِ آن همه معلولِ ایشان. نخست مرگ بود و سپس حیات آمد. و مرگ که مادرِ حیات است، نکوهیده و هولناک نمیتواند باشد و چیزی که ذوقِ پروراندنِ جان را دارد، نمیتواند پایان شود.
تابلویِ “پیدایشِ زندگی” منظرهای از پیوند و اتصالِ مرگ و زندگی را نمایش میدهد و با تماشایِ این اثر نمیتوان گفت که مرگ پیشوایِ زندگی است یا زندگی پیشگامِ مرگ؛ نمایشِ تولیدِ مرگ یا زندگی.

در این نقاشی، مرگ و زندگی، هستی و نیستی، هر دو با هم در حالِ شکلگیری و تکوین هستند. مرگ زندگی را شکل میدهد و زندگی مرگ را. استخوانِ سر، نمادی از مرگ، سرشار از زندگی میشود و طبیعت که نمادی از جریانِ پرهیاهویِ زندگی است، در حالِ هجوم به مرگ و رساندنِ آن به زندگی است تا شکوهِ جان را بر آن بیافزاید.
پذیرشِ هنرمند با شناختی که از نگارگری دارد، طرحی ترسیم کرده که معنا در آن به شکلی طبیعی روییده است. هنگامی که به نقاشی مینگریم، به درستی نمیتوان گفت که در حالِ تماشایِ یک نقاشی هستیم و یا در حالِ تماشایِ یک معنا بدونِ توجه به نقاشی بودنِ آن.
این احساسِ عجیب، آفرینش و تعریفی تازه از صورت و جان است که هنرمند توانسته آن را ایجاد کند. مهارتِ نقاش به فرمی جوشان تبدیل شده که در بیننده نیز تزریق میشود تا در هر گوشه از اثر آرامش و نوعی ترسِ اسرارآمیز ایجاد کند.

در حاشیۀ بوم، قابی نقاشی شده تا صحنۀ ازدواجِ مرگ و زندگی را پردهای باشکوه و برجسته کند و زمینۀ هستی و نیستی را تماشاییترین منظره کرده و حالتی اشرافی و فرشگونه به نقاشی دهد. با انتخابی درست، برخی از قسمتهایِ اثر مانندِ چشمانِ جمجمه، فضایی خالی هستند. این فضایِ خالی فرصتی برایِ بیننده است تا به تکهای از اثر تبدیل شود. بیننده نقاشی را تماشا میکند و با تمامِ اجزایِ آن آشنا میشود و سپس فضایی تهی مییابد تا در آن آرام گرفته و به یادآوریِ آنچه دید و آنچه بر او گذشت بپردازد. زمانی که از آن فضایِ تهی خارج میشود، چیزی از خود در آن به یادگار گذاشته است. حال که دور میشود، بخشی از او تبدیل به همان نقاشی شده است. وجودِ فضایِ خالی در هر نقاشی، میتواند چنین کاربردی داشته باشد.
تابلویِ “پیدایشِ زندگی” با وجودِ داشتنِ نوعی فضایِ خصوصی، اما در اختیاری همگانی است. این اثر یک لحظه است و با ایجادِ حسی عجیب در بیننده، زمانِ فکری و حافظۀ او را دگرگون میکند.
سینا ایراننژاد در اثرِ “پیدایشِ زندگی” هم معنا و هم هنرِ نگارگری را در مرتبهای اعلا ارائه کرده است.