رمزی که درونِ عبادتِ شبانه مُهر شده، عمیق است و بنیادین؛ پیوندِ میانِ عناصر است با حضورِ نمایندهای از آنان. اژدها فرمانروایی از آسمان، شیر فرمانروایِ خاک و بستری دریایی و نمایندهٔ آن، ماهیها.
در حالی که گمان داریم این ادغام و جاذبه درونِ دریا ظهور کرده اما گویی در حالِ تماشایِ آسمان و صورتیفلکی هستیم.

پس تمامِ عناصرِ طبیعت حضور داشتند، حتا آتش که از دهانِ اژدها بیرون میشود. با آن که نمایندهٔ آسمان به حالِ حمله دیده میشود اما نمایندهٔ زمین آرام ایستاده تا اتحاد و پیوندِ میانِ عنصرها را یادآور شود.
وجودِ تنها دو رنگِ سپید و سیاه نیز اشارتی دیگر است بر بنیانها. اگر این اثر رنگهایِ دیگری در خود داشت چنین جاذبهای در آن ایجاد نمیشد.

همهچیز در اصالت و میزانی اساسی قرار گرفته است. عبادتِ شبانه عمقی فراوان دارد و نمیتوان دانست که در آسمانها است یا در اعماقِ دریا. و درخشان است،

درخشان چو تاریکی و برایِ این رخشندگی به رنگ نیازی ندارد.
آن چه در اثر پنهان شده جاودانگی است، همانندِ شب که خلوتگاهِ خلود است